ما شیعه ها چرا به جای اینکه از خدای خود طلب کنیم از امامها طلب می کنیم؟ می گویی یا امام


ما شیعه ها چرا به جای اینکه از خدای خود طلب کنیم از امامها طلب می کنیم؟ می گویی یا امام




    ما شیعه ها چرا به جای اینکه از خدای خود طلب کنیم از امامها طلب می کنیم؟ می گویی یا امام رضا(ع) بچم را بهم بده؟ در صورتی که خدا می تونه این کار را انجام بده نه امام رضا(ع)؟

پاسخ :


نماز خواندن با صدای بلند خانمها چه حکمی دارد؟

1:



بعد از انجام غسل حیض لکه خون بسیار کوچکی به اندازه یک قطره مشاهده کرده ام. آیا لازم است

این مساله همان توسل هست .در جواب باید قدری دقیق تر با مفهوم توسل و جایگاه اون در اندیشه اسلامی و فلسفه اون آشنا شویم.

من در بعضی احادیث و روایات خوانده ام که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قبل از آفرینش، نوری


برای نمازخوان کردن پسری 14-15ساله به او چه بگوییم تا با اشتیاق نماز بخواند؟


با اینکه در قرآن سخنانی به نقل از فرعون یا قوم بنی اسراییل یا پیامبران نقل شده و گاهی
«توسّل» در لغت، به معناى مدد جستن از «وسیله‏اى» براى نیل به مقصود هست.


اگر پسر از دختر 10-15سال بزرگتر باشد، مشکلات احتمالی در زندگی آینده آنها چه خواهد بود؟(
انسان براى رسیدن به مراد خویش، باید به اسباب و واسطه‏هاى فیض، متوسل شود.


چرا در احادیث معصومین(ع) گفته شده با زن مشورت نکنید. آیا احادیث معصومین مانند قرآن در
ایجاد مزرعه‏اى آباد، جز از طریق شخم زدن زمین و کاشتن نهال و دادن آب و کود به مقدار مشخص و وقت معیّن و ...


لطفا در مورد خشونت در اسلام بحث کنید.
امکان‏پذیر نیست.

بر این پايه ، توسّل - به معناى هستفاده از اسباب - لازمه زندگى انسان در جهانى هست که قانون اسباب و مسببات بر اون حاکم هست.
مقصود از توسّل در اصطلاح کلامى مسلمانان، «تمسّک جستن به اولیاى الهى در درگاه خداوند، به منظور برآمدن نیازها» هست.

ریشه قراونى توسّل‏
خداوند امورى را به عنوان اسباب و وسایل در جهت تقرب و نزدیکى به درگاه خویش برنامه داده و ما را به توسّل به اون امور، فرمان داده هست: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ مائده (5)، آیه 35.؛ «اى مؤمنان! پرواى الهى داشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل کنید».
با توجه به عدم تقیید کلمه «وسیله»، اطلاق اون، شامل هر چیزى مى‏شود که صلاحیت نزدیک کردن انسان به پیشگاه خدا را دارد.

همان طور که نماز، روزه، احسان به یتیم، دستگیرى از مستمندان، خدمت به ایجاد خدا و ...

اسباب تقرب به خداوند هستند؛ هستمداد از پیامبران و اولیاى الهى نیز وسیله تقرب به خداوند هست.

از این رو هنگام دعا، خداوند را به حق بندگان صالح و آبرومند درگاه او، قسم مى‏دهیم و یا از اولیاى الهى مى‏خواهیم که براى ما در درگاه الهى دعا نمايند.

همچنین در روایت نبوى - مستند نزد شیعه و اهل سنت - آمده هست: «کل دعاء محجوب حتّى یُصلّى على محمد و آل محمد»؛میزان الحکمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ کنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220.؛ «هر دعایى محجوب هست تا اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».

بنابراین صلوات و درود بر پیامبرصلى الله علیه وآله و اهل بیت و توجه به اونان، یکى از مهم‏ترین وسایل تقرب به خدا و بهره‏گیرى از فیوضات الهى هست.
ضرورت توسّل‏
بدون شک آدمى براى تحصیل کمالات مادى و معنوى، به غیر خود؛ یعنى، خارج از محدوده وجودى خویش، نیازمند هست.

عالم هستى بر پايه نظام اسباب و مسببات هستوار شده و تمسّک به سبب‏ها و وسایل براى رسیدن به کمالات مادى و معنوى، لازمه این نظام هست.
بر همین پايه قراون کریم، انسان را در جهت کسب کمالات معنوى و قرب به درگاه الهى، امر به توسّل به اسباب تقرب کرده هست:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل کنید»: مائده (5)، آیه 35..

در روایات پیامبر اکرم و امامان معصوم(ع) نیز بر لزوم توسّل به اولیاى الهى هنگام دعا، تأکید شده هست؛ چنان‏که در روایت نبوى مستند نزد شیعه و اهل سنت آمده هست:
«کل دعاء محجوب حتّى یُصلّى على محمد و آل محمد»؛ میزان الحکمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ کنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220.

«هر دعایى محجوب هست تا اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».
بنابراین همچنان که اصل دعا از اسباب و وسیله‏هاى فیض هست و مى‏توان حاجت را به طور مستقیم از خداوند درخواست کرد؛ توسّل به اولیاى الهى در هنگام دعا نیز از اسباب فیض و وسایل قرب به خداوند هست.

حکمت توسّل‏
یکم.

حکمت اعطاى این نقش به بزرگان دین و اولیاى الهى، جایگاه معنوى اونان هست.

همه موجودات عالم هستى، آیات و نشانه‏هاى حضرت حقّ‏اند.

هر موجودى به اندازه وسعت وجودى‏اش، نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان هست.

عالى‏ترین و تابناک‏ترین جلوه و ظهور حضرت حق، در آینه وجود انسان کامل (پیشوایان معصوم) محقق مى‏گردد.

انسان کامل آینه تمام نماى اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار هست.

توسّل به انسان کامل، در حقیقت توجه به جلال و جمال خدا و توسّل به چشمه فیض او هست.
دوّم.

اولیاى الهى انسان‏هایى از جنس خود ما هستند و به طور معمول خیلى راحت‏تر و زودتر مى‏توان با اونان رابطه عاطفى، بربرنامه کرد.
سوّم.

خداوند خواسته هست اولیاى خود را در کانون توجه و اقبال امت برنامه دهد.

توجه به اونان، به عنوان انسان‏هاى کامل و برقرارى ارتباط عاطفى و معنوى با اونان، تأکید بر حقانیت و اسوه بودن اونان هست و موجب مى‏شود امت با مراجعه به اونان و الگوگیرى از ایشان، به طریق هدایت و سعادت، دست یابند.
عبادت و پرستش‏
«عبادت» نهایت ذلت و خضوع، در برابر کسى هست که اعتقاد به الوهیت او داشته باشیم و یا او را فاعل هستقلالى و غیر وابسته بدانیم.

بنابراین عبادت دو رکن دارد: 1.

نهایت ذلت و خضوع، 2.

اعتقاد به الوهیت یا فاعلیت هستقلالى و نا وابسته.
هرگاه یکى از این دو رکن، نباشد، دیگر مفهوم عبادت و پرستش صدق نمى‏کند.

خداوند خود به فرشتگان فرمان داده هست، در مقابل آدم سجده نمايند: «و یاد کن اون‏گاه که فرشتگان را فرمودیم: آدم را سجده کنید».

بقره (2)، آیه 34.

و یا فرزندان را به نهایت خضوع و تذلل در برابر والدین دستور داده هست: «و بال‏هاى ذلت و خوارى را از روى مهربانى براى اون دو بگستران» اسراء (17)، آیه 24..

بدیهى هست، این اعمال عبادت و پرستش غیر خدا محسوب نمى‏شود؛ و گرنه خدا امر به اون نمى‏کرد.

توسّل و شرک‏
در توسّل، گاهى حاجت خود را از خدا مى‏خواهیم و هنگام دعا او را به حق اولیایش قسم مى‏دهیم که حاجت ما را برآورده سازد.

این روش را پیامبر اکرم(ص) تعلیم فرمود و خود نیز بدان عمل مى‏کرد.

کنزالعمال، ج 12، ص 148، ح 34425؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138.

براى تفصیل بیشتر ر.ک: پرسش 19.

در چنین روشى هیچ‏گونه احتمال شرک وجود ندارد.
در نوع دوم توسّل، خداوند را حاجت دهنده مى‏دانیم و از اولیاى الهى مى‏خواهیم بر آمدن حاجت ما را از درگاه الهى درخواست نمايند.

در خواست دعا، نه تنها مؤثر دانستن غیر خدا نیست؛ بلکه اعتراف به این مطلب هست که تنها حاجت دهنده و مؤثر در عالم هستى، او هست.
در نوع سوم توسّل به طور مستقیم حاجت خود را از اولیاى الهى طلب مى‏کنیم و این نیز شرک نیست؛ زیرا تأثیرگذارى اونها، به صورت غیراستقلالى و وابسته به اراده و قدرت الهى هست.

اسباب و واسطه‏هاى فیض همچنان که در اصل وجود و بقاى خویش، وابسته و قائم به او هستند، در فاعلیت و تأثیرگذارى نیز وابسته به اراده و قدرت خداوند مى‏باشند.

بنابراین نه توحید در ربوبیت به معناى انکار نقش اسباب هست و نه اثبات نقش اسباب و واسطه‏هاى فیض، منافى با توحید ربوبى هست.

از این رو، تمسّک به اونها، منافاتى با توحید ربوبى ندارد.
بلى، اگر کسى اسباب و واسطه‏هاى فیض را، فاعل مستقل از اراده و قدرت خدا بداند و یا معتقد به مبدأ مؤثرى در عالم هستى باشد که خدا اون را سبب و واسطه فیض برنامه نداده، دچار شرک گشته هست.


بنابراین توسّل و حاجت خواستن از اولیاى الهى، تمسّک به رابطه‏هاى فیض الهى و اسبابى هست که فاعل بودن اونان وابسته به قدرت و اراده خداوند هست.

در نتیجه این حاجت خواستن، شرک در ربوبیت نیست؛ همچنان که تمسّک به سایر اسباب (مثل پزشک و دارو)، شرک در ربوبیت نیست.

از سوى دیگر، چون کسى اونان را «خدا» و «اللَّه» نمى‏داند؛ بلکه تمام افتخار اولیاى الهى این هست که بنده و مخلوق او هستند، شرک در الوهیت (شرک در ذات) هم نیست.
با توجه به اونچه در تبیین مفهوم «عبادت» گذشت، شرک در عبادت و پرستش نیز نخواهد بود؛ چون عبادت، خضوع و خشوع همراه با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت معبود هست.

بنابراین هیچ‏کدام از اقسام شرک، بر این نوع از توسّل، صدق نمى‏کند.
بر خلاف پرستش بت‏ها و شفاعت‏جویى مشرکان که خداوند درباره اونان مى‏فرماید: «وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ»؛ یونس (10)، آیه 18..
آیه شریفه، مشرکان را به دو جهت، مورد سرزنش و توبیخ برنامه داده هست:
1.

عبادت و پرستش بت‏ها،
2.

اعتقاد به وساطت بت‏ها.
مشرکان مکه، اعتقاد به الوهیت بت‏ها نداشتند و اونها را «اللَّه» نمى‏دانستند؛ زیرا مى‏فرمودند: «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ».

اما دچار شرک در ربوبیت بودند؛ یعنى، بت‏ها را موجوداتى مى‏دانستند که مستقل از اراده و قدرت خداوند، منشأ تأثیر و جلب خیر و دفع ضرراند.

به همین جهت با قربانى کردن و خضوع و خشوع در برابر بت‏ها، در صدد جلب رضایت اونها بودند.
در نتیجه عمل مشرکان مکه از سه جهت مورد نکوهش هست:
1.

شرک در ربوبیت،
2.

شرک در عبادت،
3.اعتقاد به ربوبیت و عبادت در برابر سنگ و چوبى که با دست خود تراشیده بودند.

تعبیر «ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ» اشاره به شدّت پستى این اعتقاد و عمل هست.
در حالى که توسّل به اولیاى الهى، اعتقاد به وساطت کسانى هست که خداوند به اونان چنین منزلتى داده هست.

ما اولیاى الهى را نه «اللَّه» مى‏دانیم و نه اعتقاد به ربوبیت و فاعلیت هستقلالى اونان داریم؛ بلکه به نظر ما، هر گونه فاعلیت و تأثیرگذارى اسباب و واسطه‏هاى فیض، وابسته به اذن، اراده و قدرت خداوند هست.
از طرف دیگر باید توجه داشت که توسل به اولیای الهی در میان همه فرق مسلمانان اعم از شیعه و سنی امری مقبول و پذیرفته شده هست و حتی در موارد متعددی نقل شده که مسلمانان و حتی خلفا از جمله عمر بن الخطاب پس از رحلت پیامبر بر سر قبر اون حضرت حاضر شده و به ایشان متوسل می شدند و تنها وهابی ها با توسل مخالفند.
اما این که فرموده اید خدا می تواند مثلا فرزند ما را شفا دهد نه امام رضا (ع) جای تامل دارد .

البته خدا اصالتا و بالذات بر هر کاری تواناست و اولیای الهی به اذن او بر برخی از کارها توانا می شوند واین در خود قراون بیان شده هست , چنانکه خداوند به حضرت عیسی (ع) می فرماید اذ تبرئ الاکمه و الابرص باذنی تو شخص دارای برص و ...

را به اذن من شفا می دهی .

در این آیه شفا دهنده عیسی هست آما به اذن خدا.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 11:27 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


86 out of 100 based on 46 user ratings 446 reviews