اگر خدا آخرت کار ما را می داند چرا می آفریند؟


اگر خدا آخرت کار ما را می داند چرا می آفریند؟




    اگر خدا آخرت کار ما را می داند چرا می آفریند؟

پاسخ :


بهترین کتاب درباره تاریخ اسلام و تاریخ امامت اسلام و تاریخ انقلاب چیست؟

1:



گرفتن وضو با آب گرم چه حکمی دارد؟ (مرجع تقلید آیت الله مکارم شیرازی)

برای جواب پايه ی به این پرسش ابتدا به ذکر احتمالات موجود در این زمینه می پردازیم و سپس هر فرض و احتمال را مورد بررسی برنامه می دهیم:

با توجه به این که خدا خیلی آدم رو دوست داره اگه در قیامت خدا حق الله رو ببخشه و از دریای
احتمال اول: این که خداوند از اول هیچ موجودی را ایجاد نمی کرد تا کسی به دوزخ نرود.


حکم شرعی ساعت های مردانه که پشت آنها عبارتی مانند 22k gold نوشته، چیست؟ لطفا ببینید اصلا
این فرض مستلزم این هست: با این که موجوداتی امکان و قابلیت وجود داشتن را دارند ولی با این حال خداوند آدمها را نمی آفریند، و این با فیاضیت و عنایت خداوند مغایرت دارد.


راه های ورود شیطان؟
خداوند غنی بالذات و جواد و بخشنده بالذات هست.


افرادی که حقوق منظمی ندارند و گهگاهی درآمدی به دست می آورند آیا باید سال خمسی داشته
اگر موجودی هستعداد و قابلیت آفرینش را داشته باشد خداوند بر پايه جود و فیاضیت خود حتما او را می آفرید وگرنه مستلزم نقص و عجز خداوند می شود.


زمینی در شهرستان دارم که کشت شده است و سیصد هزار تومان گندم حاصل از آن به من داده شده
شهید مطهری تمثیلی زیبا در این رابطه بیان می کند: «مثلش مثل این هست که ما در یک شیشه را محکم ببندیم، بعد اون را وارد یک اقیانوس کنیم، اونگاه بگوئیم اقیانوس به این عظمت چرا یک ذره آب در این شیشه نیم لیتری نمی ریزد؟ جواب این هست که اقیانوس بی پایان هست ولی در شیشه بسته هست.


اگر در کاری مشغول شوم که با پارتی و آشنا جور شده باشد آیا حقوقی که می گیرم حلال است یا
اقیانوس کارش این هست که هر جا که موجودی و راه بازی باشد سرایت کند این راه از ناحیه خود این موجود بسته هست.»آشنایی با قراون، شهید مطهری، ج 8، ص 104
احتمال دوم: خداوند فقط خوب ها را می آفرید و از افرینش بدان و گنهکاران صرف نظر می کرد.
باید بررسی کرد آیا به لحاظ فلسفی و عقلی چنین فرضی شدنی هست یا خیر؟ اگر فرض کنیم در سلسله موجودات جهان، موجود «ج» که گنهکار هست و بد ایجاد نمی شد می بایست علت اون نیز ایجاد نشود زیرا رد فلسفه ثابت شده هست که تخلف و جدایی معلول از علت تامه اش، محال و ممتنع هست.

پس اگر موجود «ج» ایجاد نشود علت اون که موجود «د» هست محقق نمی شود.

«د» که موجود نشد علت اون که «ق» هست موجود نمی شود و همین طور به پیش می رود.
و این مستلزم این هست که بسیاری از موجودات هستی که هستعداد وجود یافتن را دارند، ایجاد نشوند و این منجر به همان مشکل اول می شود.
احتمال سوم: خدا هر موجودی که قابلیت آفرینش دارد را بیافریند لکن کاری کند که همه با اختیار خودشان راه خوب را طی نمايند.
در بررسی این احتمال ابتدا مقدمه ای ذکر می شود:
انسان موجودی دو سرشتی و دو گرایشی هست.

هم گرایش به امور معنوی و متافیزیکی دارد و هم گرایش به امور مادی و حیوانی.

فقط ملائکه دارای گرایش ماوراء طبیعی و فاقد تمایلات حیوانی می باشند.

از طرف دیگر حیوانات فاقد گرایشات متعالی و صرفا دارای گرایشات مادی می باشند.

مولوی در این باره می گوید:
در حدیث آمد که خلاق مجیدایجاد عالم را سه گونه آفرید
یک گروه را جمله عقل و علم و جوداون فرضته هست و نداند جز سجود
نیست اندر عنصرش حرص و هوانور مطلق زنده از عشق خدا
یک گروه دیگر از دانش تهیهمچو حیوان از علف در فربهی
او نبیند جز که اصطبل و علفاز شقاوت مانده هست و از شرف
و اون سوم هست آدمیزاد و بشراز فرشته نیمی و نیمش زِ خَر
نیم خَر خود مایل سفلی بودنیم دیگر مایل علوی شود
تا کدامین غالب آید در نبردزن دوگانه تا کدامین برد نرد
بنابراین انسان در سرشت و نهاد خود دارای دو گرایش متضاد و متغایر هست.

بر پايه چنین تفسیری از وجود شناسی انسان، او موجودی هست که همواره در زندگی بر سر دو راهی، تمایلات حیوانی و تمایلات متعالی هست و چنین موجودی بر حسب سرشت خود، مختار و دارای قدرت گزینش هست.
چرا که اگر تنها بر انسان راه اطاعت وگرایشات فرا طبیعی باز بود، پس در حقیقت انسان همان ملک و فرشته بود نه انسان.

لازمه انسان بودن انسان این هست که همواره بر سر دوراهی عقل و شهوت برنامه بگیرد و با اختیار خود یک راه را بر گزیند.
بنابراین اگر خداوند انسان را می آفرید لکن کاری می کرد که هماره با اختیار خودش راه خوب را برگزیند، این با هستی و سرشت انسان مغایر هست و مستلزم این بود که انسان همان فرشته و ملک باشد و انسان دیگر انسان نباشد.
احتمال چهارم: خداوند انسان را بیافریند و دست او را برای ارتکاب گناهان باز بگذارد، لکن گنهکاران و بدان را عذاب نکند.
چنین چیزی هم خلاف عدالت هست و هم از نظر تکوینی امری محال هست.

برای تبیین و بررسی این احتمال مقدمه ای را ذکر می کنیم:
کیفر و مجازات، به طور کلی به سه دسته تقسیم می شود:
1.

مجازات های قراردادی: این گونه مجازات ها و مقررات جزایی در جوامع بشری به وسیله قانونگذاران الهی یا غیر الهی وضع می گردند.

مثلا کسی که از چراغ قرمز عبور کند، فلان مقدار جریمه باید پرداخت کند.

فایده و اثر این گونه مجازات ها دو چیز هست:
الف- جلوگیری از تکرار جرم بوسیله خود مجرم یا دیگران از طریق رعب و ترسی که کیفر دادن ایجاد می کند.
ب- فایده دیگر، تشفی دادن و تسلی خاطر ستمدیده هست.
این گونه مجازات ها در جهان آخرت معقول نیست زیرا در اون جا نه جلوگیری از تکرار جرم مطرح هست و نه تشفی و تسلی دل.
2.

دومین نوع از مجازات، کیفرهایی هست که رابطه علی و معلولی با جرم دارند یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی اون هست.

این کیفرها را «مکافات عمل» یا «اثر وضعی گناه» می نامند.

مثلا شرابخواری علاوه بر این که زیانهای اجتماعی به بار می آورد، صدمه هایی بر روان و جسم شرابخوار وارد می سازد.
البته، دریافت ثمر عمل و درو کردن کشته، نوعی از جزای الهی هست ولی جزای کامل نیست مجازات کامل و محاسبه دقیق در آخرت انجام می گیرد.
3.

مجازات های تکوینی: رابطه عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اول، قراردادی هست و نه مانند نوع دوم از رابطه علی و معلولی هست، بلکه از اون هم یک درجه بالاتر هست.

در اونجا رابطه «عینیت» و «اتحاد» حکمفرماست.

یعنی اون چه که در آخرت به عنوان پاداش یا کیفر داده می شودتجسم خود عمل اونهاست.
خداوند در قراون کریم می فرماید: «وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِرًا وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا؛ اونچه را که انجام داده اند حاضر می یابند و پروردگار تو به احدی ستم نمی کند.»کهف، آیه 49
بنابراین آتش دوزخ همان صورت باطنی عمل زشت هست.

آتش دوزخ به صورت پیش ساخته وجود ندارد بلکه چهره باطنی خود عمل زشت هست.
استاد شهید مرتضی مطهری در ذیل آیه 7 سوره تحریم، «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» چنین می گوید: « شما کیفر داده می شوید به عین اعمال خودتان، یعنی ما که کیفر را از بیرون نیاورده ایم مثل یک آتش بیرونی، که شما بگوئید این آتش را از من دور کن.

این آتش خود اعمال شماست، جزء من شماست، جزء منش شماست.

همان طور که مرز برای خود شما محال هست، جدا شدن اینها از شما غیر ممکن هست مگر در دنیا؛ فقط در دنیاست که انسان می تواند عمل خوب یابد را از عمل خودش ببُرد یعنی انسان تا در دنیا هست رابطه قطع شدنی و بریدنی هست، که اسمش توبه هست.

دنیا دار عمل هست، دراین دار عمل انسان می تواند با یک شستشو با یک عمل جراحی، روحی اعمال سیئه را از خودش ببرد و دو رکند و در بریزد.

اما آخرت دیگر دار عمل نیست.»آموزش قراون، ج 8، ص 104

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:21 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


98 out of 100 based on 68 user ratings 518 reviews

من در برخی روزه ها به طور غیر عمد مطالبی از امامان(ع) و انبیا گفته ام که برای امام یا
یک همسر خوب و با ایمان و خوش اخلاق و زیبا می خواستم؟
از بچگی این کار را از یکی از دوستانم یاد گرفتم و تا حالا اصلا متوجه نبودم چی کار می کنم
راستش من یه دوستی دارم که اصلا وضعیت حجابی خوبی نداره علاوه بر این یکی از کوتاهی کنندگان
مدتی است که مسأله ای ذهن مرا مشغول کرده است که در صحیح بودن نماز و روزه ام مرا به شک انداخته
چرا با اینکه کشور ما اسلامی است چیزی به اسم دوست دختر کلاه شرعی داره؟ و مسئولان هم هیچ
Access Response Object in a class ASP.NET
Visual Studio: How do I show all classes inherited from a base class?
C++ Opening a file and inputting data to a class object
Add property to existing VBA class
In C++ You Can Have a Pointer to a Function, Can you also have a pointer to a class?
How does one - without inheritance - override a class method and call the original from within the new method?
C++: Derived + Base class implement a single interface?
Variable variable class extensions in PHP--is it possible?
The best way to invoke methods in Python class declarations?
What does Method<ClassName> mean?
*